آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )

115

سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )

ريچ » داخل شد . كشتى لنگر برداشته به سمت اسپانيا روانه شد ولى كشتى « سر آنتوان » در لنگرگاه باقى ماند . عزيمت اين شخص براى ما مضر واقع شد و آن را از چشم سر آنتوان ديدند . سر آنتوان پنج نفر از آدمهاى خود براى ابتياع آذوقه به ساحل فرستاده آدمهاى حكومت آنها را گرفته حبس كردند و زنجير كرده به مراكش فرستادند ولى بعد آزاد كردند . سر آنتوان كاغذى به پادشاه نوشته برائت ذمه حاصل كرد و از جهت دستگيرى آدمهاى خود شكايت نمود . و پس از عزيمت آن كشتى ، چهار روز در لنگرگاه باقى ماند و مىخواست آنقدر بماند تا پنج نفر آدمهاى خود را مستخلص نمايد . ولى در اين اثنا از ساحل يكى از دوستان « سر آنتوان » كاغذى به او نوشت و اطلاع داد كه ماندن او در بندر خطرناك است . و بعضى سفاين جنگى هلند در آن حوالى هستند و اگر آنها بيايند به بندر و آن دو نفر را در كشتى سر آنتوان پيدا كنند ، مسلما آنها را دستگير خواهند كرد . گذشته از اين گماشتهء يك نفر تاجر مبلغ سى و پنج هزار نقره به سر آنتوان وعده كرده بود كه او را از آن مملكت نجات داده در كشتى خود بگذارد و ببرد . ولى چون پول نقد نداشت آن دو نفر پرتغالى متعهد شده بودند كه به مجرد ورود به « ويزين » آن مبلغ را هم ادا كند . پس اگر خود آن دو نفر گرفتار مىشدند ، اين مبلغ هم از ميان مىرفت . چون اين كاغذ به سر آنتوان رسيد او عازم شد و روز بعد ابو الفرس كاغذى به او نوشته آدمهاى او را مستخلص نمود . شرح اقامت سر آنتوان شرلى به اينجا ختم مىشود .